الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

54

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

حكيم تنكابنى تأليفات و حاشيه‌هايى دارد از جمله حاشيه بر حاشيه خفرى بر الهيات شرح تجريد و رسالهء مختصرى در اثبات حدوث عالم به سبك حكما و رسالهء در تحقيق وحدة و تجلياته و تنزلاته در اين رساله به پيروى از استادش ( صدر المتألهين ) بين تصوف و حكمت اشراق و مشاء جمع كرده است و امثال اين‌ها از رساله‌ها و تعليقات و از جملهء آن‌ها تعليقاتى است كه بر كتاب الشفاء شيخ الرئيس داشته است . امير نصير الدّين ، حسين بن ابراهيم بن سلام اللّه حسينى شيخ معاصر در امل الآمل ، 2 / 86 مىنويسد : وى عالمى فاضل و سرايندهء اديب بود مؤلف سلافة العصر ، ص 489 از وى نام برده و اظهار داشته است ، مشاراليه جد او مىباشد « 1 » و از وى كاملا بزرگداشت به عمل آورده ، و متذكر است او و برادرش احمد كه پيش از اين ، ياد شده است مانند سيد مرتضى و سيد رضى مىباشند و او در سال 1023 هجرى قمرى درگذشته است ، پايان . ملا عزّ الدّين ، حسين استرآبادى وى ، فاضلى و متكلمى منطقى بود ، از روزگارش اطلاعى نداريم ، و ممكن است از علماى دولت صفويه باشد ، و من در اردبيل از آثار او رسالهء مختصرى مربوط به ضبط اشكال اربعه منطقيه و احكام آن‌ها را ديده‌ام . يكى از علما به خطى كهن ، از او چنين تعريف كرده بود ( المولى العالم المتبحر النحرير فى زمانه ) .

--> ( 1 ) - در پاورقى مىنويسد : حقيقت آن است كه وى برادر جد اوست ، زيرا مؤلف سلافه ، پس از جدش از او چنين ياد كرده است و از ايشان است برادرش امير نصير الدّين حسين - م .